![]() |
![]() |
|
|
چند سال پیش یه کوچولوی پر سرو صدا دقیقا در همین روز و همین ساعت به دنیا اومد .کل بیمارستانو رو سرش گذاشته بود .همش شیر می خواستو خلاصه کلی همه رو سرکار گذاشته بود .منم که یه دوسالی بود منتظر این لحظه تو شیر خوارگاه همون بیمارستان بودم از اینکه همسر آیندمو (بیست و خورده ای سال بعد ) می دیدم ذوق زده بودم . همون جا ازش خواستگاری کردمو خلاصه یک دل نه ............ از چشایش خیرش می شد فهمید که چقدر خوشحال و خوش شانس که تو ثانیه اول یه پسر کو چو لو ازش خواستگاری کرده .(شوخی کردم )
آره اون کوچولو همون همسر فعلی منه که امروز تولدشه و من خوشحالم از اینکه هر سال بتونم یه تولد کوچیک جهت شادی این روز در کنارش داسته باشم . روزت مبارک و امیدوارم تا آخر عمر در کنار هم بتونیم هرسال این لحظه شاد رو داشته باشیم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم تیر 1387ساعت 9:29 توسط حمید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوست داشتن
ايستادن زير باران وبا هم خيس شدن نيست دوستي آن است كه يكي براي ديگري چتري شود و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشد |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
مهاجرت IELTS استرالیا یوگا (SAHAJA YOGA) شنا جهانگردی(سفر) |
| نویسندگان |
|
حمید سارا |
|
RSS
|