اين قدم بزرگيه و خالي از ريسك نيست ولي اميد ما به خداست و تلاشمون براي نجات آينده ي اون از آينده نامشخص زندگي تو ايرانه بهرحال اتيت تصمصم گيرنده نهايي تو اين موضوع هست حتي اگر در آخرين دقايق به اين نتيجه برسه كه نمي خواد اين كار رو انجام بده با كمال ميل قبول مي كنم چون مهمترين چيز سلامتي اتيت به همراه نينيشه
“If you continue to do what you’ve always done,
you’ll continue to get what you’ve always got.”
اتيت گرگي آماده باشد
خورشید در حال غروب کردن بود و شیوانا در راه مدرسه از کنار درختی می گذشت. مرد جوانی را دید که تنها به درخت تکیه داده است و به افق آسمان و خورشید در حال غروب می نگرد. شیوانا کنار مرد نشست و مسیر نگاهش را تعقیب کرد و آهسته زیر لب زمزمه کرد:" الآن همه فرشته ها آرزو دارند که مثل ما آدم ها فرصت زندگی داشتند ومی توانستند دمی به افق این آسمان زیبا خیره شوند. ای خوشبخت تر از فرشته ها اینجا چه می کنی؟"
مرد جوان لبخند تلخی زد و پاسخ داد: " شکست سختی در زندگی تجربه کرده ام. تقریبا همه چیزم را ازدست دادم و بعد از ایام شادی و آسایش سخت ترین لحظات را تجربه کردم. با خودم فکر می کنم آیا دوباره روشنایی به زندگی من برمی گردد؟"
شیوانا با انگشتانش به دوردست ترین نقطه آسمان جایی که خورشید غروب می کرد اشاره کرد و گفت:" آنجا آن دورها جایی است که الآن خیلی از آدم های ناموفق و شکست خورده همزمان دارند به آن نقطه نگاه می کنند. بعضی از آنها دیگر امیدی به طلوع خورشید ندارند این ها همان هایی هستند که فردا ناامیدتر و مایوس تر از امروزاند. اما عده ای دیگر هم هستند که می دانند برای دیدن خورشید کافی است کمی صبر و تحمل داشته باشند ودر کنار شکیبایی باید جهت نگاهشان را هم عوض کنند و به سمت مخالف غروب بدوزند یعنی به سمت شرق که خورشید طلوع می کند خیره شوند و منتظر طلوع فجر در سپیده دم باشند.
اگر تو می خواهی همین جا بنشینی و فقط در سمت غروب منتظر طلوع و روشنایی باشی باید به تو بگویم که این امر محقق نخواهد شد و تو اگر خیلی خوش شانس باشی فردا همین موقع دوباره شاهد غروب خورشید خواهی بود.
اما اگر رویت را به سمت مقابل غروب یعنی به سمت طلوع آفتاب برگردانی و کمی صبر و امید داشته باشی خواهی دید که به زودی خورشید با زیبا ترین جلوه هایش سطح افق و آسمان را پر خواهد کرد. اگر می خواهی روشنایی را ببینی چشمانت را از این سمت غم افزا برگردان و به سمت افق دیگری خیره شو و صد البته کمی هم صبر داشته باش!"
بهرحال اتيت از جنسيت راضي بود من هم از سلامتي و جنسيتش .فكر كنم از اون شرا بشه چون هم باباش و هم مامانش شلوغن بد شلوغن
تو يه مقاله خوندم تو اين زمان بايد با بچه حرف زد حالا اين شده مسخره بازي ما شبا از سختي هاي زندگي مي گيم ....... بقيه شم خود اتيت مي دونه .
شايد قشنگي موضوع اينه كه اين ني ني مسخره تلفيقي از من و اتيت ميشه چشماي اتيت دست هاي من دماغ اتيت .....
الان تو فاز مطالعه براي نگهداري مسائل اينجوري هستيم و ني ني كوچولو هم داره تمام انرژيشو جم مي كنه كه عينه يه گوله پر انرژي بياد تو اين دنيا .اميدوارم باباي خوبي براش باشم از اتيت مطمئنم دوست دارم در رفتارم روش سعي و خطا نداشته باشم ولي اين كار خيلي سخته
الان چهل ماه كه منو اتيت داريم زندگي مي كنيم .گاهي قبل از ازدواج فكر مي كردم بعد از يكي دوسال كه از زندگي هاي مشترك مي گذره زندگي عادي ميشه ولي الان بعد از گذشت سه سال و خورده اي وقتي خونه بر مي گردم هنوز همون احساسي رو دارم كه سر قرار با اتيت داشتم حتي الان فكر مي كنم ني ني ي كه قسمتيش شبيه به اتيته چقدر مي تونه با مزه باشد راه رفتنش جيغ جيغو بودنش .......
خوشحالم كه اتيت مثل هميشه با روحيه و قوي داره زندگي مي كنه و مي دونم كه در آينده بازم تو خطش ورزشش كارش درسش موفق خواهد بود .
از اون ور هم که گرگعلی تو راهه و از همه جا بی خبر
به نظرم ماههای قشنگی در راه فعالیت بیشتر استراحت کمتر و تجربه ای جدید برای من و اتیت .ماهگرد جدید رو بهت تبریک می گم و امیدوارم مثل همیشه ﭘر از شادی باشی
سختی این روزها رو بیشتر از همه تو داری حس می کنی وقتی خسته از سر کار میای و سریع می ری توی آشپزخونه من می فهمم که چه حسی داری.وقتی شبا سعی می کنی منو بخوابونی ولی زودتر از من خوابت می بره دلم می گیره که چرا اینقدر ناتوان شدم و تو با این همه خستگی باید همه چیزو تحمل کنی.
دوست دارم همراهم.

