يكي دو هفته پيش بود با اتيت رفتيم سونو... خانم دكتر بعد از چند دقيقه منو صدا كرد .همراه .... بيا داخل برام جالب بود بازم مثل هميشه موضوعات جديد و احساسات جالب .فسقلي لنگ و لگد پرت مي كرد طبق مطالعات من بيشتر از 10 يا 12 سانت نبايد باشه ولي اعضاي بدنش كامل شده بود .من از جنسيتش پرسيدم و در جواب خانم دكتر گفت من كلي كار كردم كه از سلامتش مطمئن بشم اونوقت شما جنسيت فقط برات مهمه (واقعا" اينطور نبود) خلاصه دستگاه رفت ..... و جنسيت مشخص شد ولي واقعا" برام مهم نبود كه چي هست فقط مي خواستم يه چيزي گفته باشم چون فكر مي كردم سئوالي كه معمولا" بابا ها مي پرسن اينه
بهرحال اتيت از جنسيت راضي بود من هم از سلامتي و جنسيتش .فكر كنم از اون شرا بشه چون هم باباش و هم مامانش شلوغن بد شلوغن
تو يه مقاله خوندم تو اين زمان بايد با بچه حرف زد حالا اين شده مسخره بازي ما شبا از سختي هاي زندگي مي گيم ....... بقيه شم خود اتيت مي دونه .
شايد قشنگي موضوع اينه كه اين ني ني مسخره تلفيقي از من و اتيت ميشه چشماي اتيت دست هاي من دماغ اتيت .....
الان تو فاز مطالعه براي نگهداري مسائل اينجوري هستيم و ني ني كوچولو هم داره تمام انرژيشو جم مي كنه كه عينه يه گوله پر انرژي بياد تو اين دنيا .اميدوارم باباي خوبي براش باشم از اتيت مطمئنم دوست دارم در رفتارم روش سعي و خطا نداشته باشم ولي اين كار خيلي سخته
الان چهل ماه كه منو اتيت داريم زندگي مي كنيم .گاهي قبل از ازدواج فكر مي كردم بعد از يكي دوسال كه از زندگي هاي مشترك مي گذره زندگي عادي ميشه ولي الان بعد از گذشت سه سال و خورده اي وقتي خونه بر مي گردم هنوز همون احساسي رو دارم كه سر قرار با اتيت داشتم حتي الان فكر مي كنم ني ني ي كه قسمتيش شبيه به اتيته چقدر مي تونه با مزه باشد راه رفتنش جيغ جيغو بودنش .......
خوشحالم كه اتيت مثل هميشه با روحيه و قوي داره زندگي مي كنه و مي دونم كه در آينده بازم تو خطش ورزشش كارش درسش موفق خواهد بود .